سلام و باز هم سلامباز هم سلامی که می دونم هیچ وقت جواب ندارد...خدا جونم به شما سلام میدم... حداقل می دونم که سلامم جواب دارد...چقدر دلم برات تنگ شده مهربونم... ای معبود من...خوبی عزیزم؟ بنده خطاکار و سر از پا گناهو می بینی؟؟؟میدونم خیلی خطاکارم و بودم... می دونم...نمی دونم با چه رویی بیام به درگاهت...هربار میام و هربار توبه می کنم و باز میشکنم توبه ام را...دیگه نمی دونم واقعا... خجالت می کشم...ولی ته دلم میگه شما بزرگوارتر از اینا هستی...شما عزیزتر از اینا هستی...خدایا بهم این قدرتو بده و کمکم کن توبه ام را نشکنم... خدایا کمکم کن...خدایا ای معبودم ای همه وجودم...خدایا مرا ببخش... از خطاهایم در گذر...خدایا دلم گرفته...خدایا وقتی دلت می گیره چکار می کنی؟؟!!!تنهایی چکار می کنی؟؟؟!!!می ری یه گوشه می شینی... با نگاهت بازی می کنی... یادت میره می خواستی گریه کنی؟؟!!! همه بغضاتو قورت می دی؟؟آن وقت یادت میاد خدایی و باید تنها باشی... ای خدااااچکار می کنی اخه تنهاییییییچطوری آخه...عزیزم مهربونم ببین تو چه خدایی هستی همینی که دارم می نویسم قشنگ دارم حس می کنم که داری با تمام هستی ات به درد دلم گوش میدی...مهربونمممم کمکم کن.... معبودممممممخدیا به چشم خودم قدرتتو واقعا درک کردممم تازه یه گوشه ایی از قدرتتو... تازه اونم قدرتی که از دید شما چیزی نبودههههه ولی از دید ما وای وا زندگی دوباره در جریان است...
ادامه مطلبما را در سایت زندگی دوباره در جریان است دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 17:49